العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
100
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
جزاى كسى كه مسخره كند حديث رسول خدا را . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مينويسد سعيد بن مسيب از امير المؤمنين كناره ميگرفت يك روز محمد بن على به او سخنانى درشت گفت عبد الرحمن بن اسود از ابى داود همدانى نقل كرد كه گفت يك روز ديدم سعيد بن مسيب را كه به عمر بن على بن ابى طالب گفت پسر برادر مثل برادر و پسر عموهايت رفت و آمد زياد به مسجد پيغمبر ندارى . عمر گفت پسر مسيب ميخواهى هر وقت آمدم مسجد بيايم ترا خبر كنم سعيد در پاسخ گفت نميخواستم عصبانى شوى از پدرت شنيدم ميفرمود مرا با خدا مقامى است كه براى فرزندان عبد المطلب از تمام روى زمين بهتر است . عمر گفت منهم از پدرم شنيدم ميفرمود هر سخن حكمت آموزى كه در دل منافق باشد قبل از مردن آن را بازگو خواهد كرد . سعيد گفت مرا منافق شمردى . عمر گفت همين است كه گفتم راه خود را گرفته رفت . زهرى نيز از كناره گيران بود نسبت بعلى عليه السلام محمد بن شيبه گفت روزى در مسجد مدينه زهرى و عروة بن زبير نشسته بودند و از على بدگوئيها ميكردند اين خبر بعلى بن الحسين عليه السلام رسيد پيش آنها آمده فرمود اما تو عروه پدرم با پدرت پيش خدا حكومت بردند خدا بنفع پدرم حكومت كرد اما تو زهرى اگر در مكه بودى نشان ميدادم كه چه شخصيتى دارى . ابو عمر نهدى گفت از على بن الحسين شنيدم ميفرمود در مكه و مدينه بيست نفر مرد پيدا نميشود كه ما را دوست داشته باشند . حضرت موسى بن جعفر فرمود روز قيامت يك منادى فرياد مىزند كجايند حواريين على بن الحسين ، جبير بن مطعم و يحيى بن ام طويل و ابو خالد كابلى و سعيد بن مسيب به پا ميخيزند . حضرت صادق فرمود پس از حضرت حسين مردم مرتد شدند مگر سه نفر